کسبوکارهای کوچک و متوسط (SMEs) بهعنوان ستون فقرات اقتصاد هر کشور شناخته میشوند؛ این واحدهای اقتصادی نقش مهمی در تولید و تأمین نیازهای روزمره، ایجاد اشتغال و ثبات بازار دارند. با این حال در محیط پرتلاطم اقتصادی امروز، تابآوری بهعنوان توانایی انطباق و ادامه فعالیت در مواجهه با چالشها و بحرانها اهمیت فراوانی یافته است. تابآوری کسبوکار یعنی توانایی مدیریت و برونرفت از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و حتی بحرانهای طبیعی، بهگونهای که کسبوکار نهتنها به بقای خود ادامه دهد بلکه از هر بحران بهعنوان فرصتی برای رشد و بهبود استفاده کند. امروزه محیط کسبوکارها پویاتر و غیرقابل پیشبینیتر از گذشته است؛ به همین دلیل ظرفیت تابآوری کسبوکارها بیش از پیش ارزشمند شده است.
در ایران نیز کسبوکارهای کوچک سهم قابلتوجهی در اقتصاد دارند اما با چالشهای خاصی روبرو هستند. مواردی مانند نوسانات شدید ارزی و تحریمهای اقتصادی، رقابت تنگاتنگ بازار داخلی و خارجی، پیشرفت سریع فناوری و کمبود نیروهای متخصص و کارآفرین، راه پیش روی این کسبوکارها را دشوار کرده است. برای مثال، ناپایداری اقتصادی یکی از بزرگترین چالشهاست؛ حتی شرکتهای بزرگ صنعتی نیز بهدلیل نوسانات ارزی دچار مشکل شده و ورشکسته میشوند. در چنین شرایطی، حفظ انعطافپذیری مالی از طریق تشکیل ذخایر نقدی و ارزیابی مستمر ریسک، امری حیاتی است؛ کارشناسان پیشنهاد میکنند که بنگاهها بخشهایی از داراییهای غیرضروری خود را نقد کنند تا در مواقع بحران بتوانند از آن منابع استفاده نمایند. همچنین شناسایی و بررسی ریسکهای داخلی و خارجی – مانند تحلیل بازار، شناخت رقبا و سنجش توان تابآوری در مواجهه با این تهدیدات – بخش کلیدی هر استراتژی مدیریتی بهشمار میرود.
استراتژیهای کلیدی تابآوری برای رشد کسبوکارهای کوچک
برای اینکه کسبوکارهای کوچک ایرانی بتوانند در شرایط رقابتی و نامطمئن رشد کنند، پیادهسازی چند راهبرد تابآورانه ضروری است. این راهبردها شامل موارد زیر است:
• مدیریت مالی و نقدینگی هوشمند: تشکیل ذخیره نقدی بهعنوان پشتوانه بحران، بررسی دقیق داراییهای غیرضروری برای نقدشدن و بهبود گردش نقدینگی و حفظ حاشیه سود سالم اهمیت دارد. در واقع، نظارت بر هزینهها و فروش در هر مرحله و اقدام سریع برای جلوگیری از افت درآمد (مثلاً از طریق فروش داراییهای مازاد یا کاهش هزینههای ثابت) به پایداری مالی کمک میکند. کارشناسان غزال توصیه میکنند کسبوکارها صندوق اضطراری بسازند و در دوران رونق بخشی از سود خود را کنار بگذارند تا در بحرانهای بعدی کمتر آسیب ببینند.
• برنامهریزی استراتژیک و هدفگذاری شفاف: تدوین یک برنامه استراتژیک جامع که پیشبینی تابآوری در حوزههای مالی، منابع انسانی و عملیات را در بر گیرد، میتواند به کسبوکار در زمان بحران کمک کند. بهعنوان مثال،
چارچوب OKR (اهداف و نتایج کلیدی) یک روش هدفگذاری پیشرفته است که کسبوکارها را قادر میسازد اهداف بزرگ و قابل اندازهگیری تعریف کنند و بر اولویتهای اصلی متمرکز شوند. داشتن اهداف واضح و نتایج کلیدی تعیینشده، به تیم کمک میکند در مواجهه با تغییرات سریع بازار، تصمیمات منسجمتری بگیرد و بهرهوری را افزایش دهد. مطالعات نشان میدهد سازمانهای انطباقپذیر با چارچوب OKR بهتر میتوانند تغییرات محیطی را پیشبینی و خود را با شرایط جدید هماهنگ کنند.
• تنوعبخشی به بازار و محصول: متخصصان توصیه میکنند بنیانهای کسبوکار خود را تقویت کنید. این کار با تنوعسازی بازارها و سبد محصولات ممکن است. برای مثال، وارد شدن به بازارهای جدید یا افزودن محصولات/خدمات مکمل میتواند ریسک اتکای صرف به یک منبع درآمد را کاهش دهد. همچنین مذاکره مجدد با تأمینکنندگان و تنظیم سیاستهای فروش (مانند پیشدریافت از مشتریان و اخذ بهره برای دیرکرد پرداخت) میتواند نقدینگی را بهبود داده و منجر به افزایش تابآوری شود. در مجموع، تمرکز بر کسبوکار اصلی و کاهش هزینههای غیرضروری میتواند امکان صرفهجویی و مقاومت بیشتر در بحران را فراهم آورد.
• سرمایهگذاری در فناوری و نوآوری: کسبوکارها باید همگام با پیشرفت فناوری حرکت کنند؛ استفاده از ابزارهای دیجیتال مانند نرمافزارهای مدیریت پروژه، سامانههای اطلاعاتی پیشرفته و اتوماسیون، علاوه بر افزایش کارایی، تابآوری سازمان را تقویت میکند. ورود به بازاریابی دیجیتال و فروش آنلاین نیز به حفظ کسبوکار در شرایط بحران کمک میکند. بهعنوان نمونه، بسیاری از بنگاهها در دوران کرونا برای انطباق با تغییر رفتار مصرفکننده، فروش اینترنتی را گسترش دادند. یک پژوهش نشان میدهد که حفظ اعتماد مشتری و استفاده از راهکارهای فروش جایگزین (مثل پلتفرمهای آنلاین) از اولویتهای اصلی در بحران بوده است. در کشور ما نیز نمونههای موفقی از کسبوکارهای کوچک دیده شده که با یادگیری مهارتهای بازاریابی دیجیتال توانستند محصولات خود را آنلاین عرضه کرده و حتی کارکنان جدید جذب کنند.
• تقویت سرمایه انسانی و فرهنگ سازمانی: نیروی انسانی یکی از مهمترین داراییهای هر کسبوکار است؛ حمایت از کارکنان و حفظ انگیزه آنها در بحرانها کلیدی است. ایجاد محیط کار ایمن و حمایتی و توجه به سلامت جسمی و روانی کارمندان، میزان تعهد و پایداری سازمان را بالا میبرد. همچنین باید کارکنان را به خلاقیت و مشارکت در حل مشکلات تشویق کرد. به گزارش یک طرح تحقیقاتی، اقدامات ابتکاری مانند دورکاری امن و آموزش مجازی کارکنان باعث شده است در دوران کرونا اولویت سازمانها سلامت و بعد کارایی باشد.
علاوه بر این، برگزاری دورههای آموزش تابآوری و
توسعه فردی برای مدیران و کارکنان اهمیت دارد. با تقویت مهارتهای مدیریت استرس، حل مسأله و ارتباط مؤثر از طریق کارگاهها یا
کوچینگ حرفهای، سازمان میتواند به آمادگی بیشتری برای مواجهه با بحرانها دست یابد. همچنین ایجاد یک فرهنگ تابآور؛ یعنی سازمانی که در آن خطاها بهعنوان فرصت یادگیری تلقی شود و افراد برای یافتن راهحلهای خلاقانه تشویق شوند، سطح تابآوری را بالا میبرد. در چنین فرهنگی، رهبری مؤثر و ارتباط شفاف در سطوح سازمان، اولویت دارند و خط مشیها همواره بر منعطف بودن تأکید میکنند.
• ایجاد شبکههای حمایت و همافزایی: پیوند با دیگر کسبوکارها، انجمنهای صنفی یا شبکههای محلی میتواند تبادل تجربه و اطلاعات مفیدی را فراهم آورد. در شرایط بحرانی، چنین شبکههایی بهعنوان منابع حمایتی و اطلاعرسانی عمل کرده و دسترسی به امکانات یا مشتریان جدید را تسهیل میکنند. علاوه بر این، توجه به تأمین زنجیره حیاتی است؛ باید بررسی شود که در صورت قطع همکاری با یک تأمینکننده کلیدی چه مشکلاتی پیش میآید و تأمینکننده جایگزین آماده باشد. برای مثال، تهیهی فهرست جایگزین از تامینکنندگان مواد اولیه و مذاکره زودهنگام با آنها میتواند خطرات ناشی از اختلال در زنجیره تأمین را کاهش دهد.
نقش توسعه فردی و آموزش در تقویت تابآوری
جنبه دیگری که در تابآوری کسبوکارهای کوچک موثر است، توانمندسازی فردی صاحبان کسبوکار و مدیران است. تقویت روحیه و مهارتهای شخصی مانند امید به آینده، اعتمادبهنفس و نگاه مثبت به حل مسائل، تأثیر بسزایی بر بقای واحد اقتصادی دارد. تحقیقات روانشناسی نشان میدهد داشتن نگرش مثبت کمک میکند افراد در برابر مشکلات ایستادگی کنند و از شکستها درس بگیرند. در واقع افرادی که بهخودباوری میرسند و ویژگیهای شخصیتی تابآور را در خود پرورش میدهند، پس از بحرانها سریعتر به مسیر رشد بازمیگردند.
بههمین دلیل، گذراندن دورههای تخصصی میتواند بازده کسبوکار را افزایش دهد. دورههای هدفگذاری پیشرفته مانند
دوره «هدفگذاری حرفهای OKR» مهارت تدوین اهداف راهبردی و پیگیری نتایج را در مدیران تقویت میکند.
دورههای «بیزینس مستری» نیز مفاهیم عملیاتی و مدیریتی عمیقتری را آموزش میدهند. کسبوکارهای کوچک با شرکت در چنین دورههایی و دریافت کوچینگ حرفهای، توانایی تصمیمگیری استراتژیک و انعطافپذیری سازمانی خود را بالا میبرند. در نتیجه، آموزش مدیریت بحران، بازاریابی دیجیتال و هدفگذاری حرفهای، مانند ابزارهای عملی، تابآوری کسبوکار را تقویت میکنند. به طور خلاصه، ترکیب توسعه فردی و مهارتهای فنی (مثل
SEO و تبلیغات آنلاین) کسبوکارها را برای پاسخگویی به تغییرات محیطی و استفاده از فرصتهای نو آماده میسازد.
کلام پایانی
در مجموع، کسبوکارهای کوچک ایرانی در یک اقتصاد چالشدار نیاز به تابآوری بالایی دارند. تحقق این تابآوری مستلزم توجه همزمان به جنبههای مالی، استراتژیک، فناوری و انسانی است. استفاده از ابزارهایی همچون برنامهریزی دقیق، چارچوب OKR برای تعیین هدف، بازاریابی خلاق (خصوصاً دیجیتال)، و سرمایهگذاری در مهارتهای نیروی انسانی، همگی کسبوکارها را در مقابل بحرانها مقاومتر میکند. علاوه بر این، تقویت مهارتهای فردی مدیران و کارکنان، از طریق دورههای آموزشی و کوچینگ، اعتمادبهنفس و قدرت تطبیق آنها را افزایش میدهد.
توجه ویژه به تابآوری نهتنها ریسکهای کسبوکار را کاهش میدهد، بلکه یک مزیت رقابتی پایدار ایجاد میکند. شرکتهایی که فرهنگ تابآور را سرلوحه کار خود قرار دهند، سریعتر از رقبایشان به شرایط جدید عادت کرده و حتی از بحرانها سربلند بیرون میآیند. بنابراین، استفاده از راهبردهای تابآوری در مدیریت مالی، منابع انسانی، فناوری و بازاریابی، همراه با توسعه مهارتهای رهبری و هدفگذاری حرفهای، میتواند رشد مستمر و پایداری را برای کسبوکارهای کوچک ایرانی به ارمغان آورد.
منابع: مطالب این مقاله براساس پژوهشهای جدید و دیدگاه متخصصان مدیریت و توسعه کسبوکار ارائه شده است. تمامی منابع نقل شده (در متن فوق) مرتبط با یافتهها و توصیههای تحقیقاتی در حوزه تابآوری کسبوکارها میباشند.